داستان کوتاه بزرگمهر حکیم
بزرگمهر حکیم در کشتی نشسته بود که طوفان شد ناخدا گفت که دیگر امیدی نیست و باید...
+ نوشته شده در ۱۳۹۰/۰۴/۲۸ ساعت 20:1 توسط فراست
|
بزرگمهر حکیم در کشتی نشسته بود که طوفان شد ناخدا گفت که دیگر امیدی نیست و باید...